گاهی از رفاقت بردرانی متولد می شوند که هیچ مادری قادر به تولد آنها نیست....
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۲ ساعت 20:2 توسط داود سیاهی پور بالاده
|
حسرت نبرم به خواب آن مرداب،که آرام درون دشت شب خفته است،دریایم و نیست باکم از طوفان،دریا همه عمر خوابش آشفته است. افسوس که نان پخته خامان دارند،ابزار تمام ناتمامان دارند،آنانکه به نوکری نمی ارزیدند،امروز کنیران و غلامان دارند