اخلاق

ارسطو در کتاب سیاست چنین عنوان میکند اخلاق اختراع ضعفاست برای چیره شدن به اقوا.

براستی چنین است یعنی اخلاق نیز به دست بشر اخترا شده!یعنی ذاتی نیست و اکتسابیست!معیار معاشرت چنین است:هر چه برای خود میپسندی برای دیگران هم بپسند در نتیجه این موضوع جهان به یک سمت پیش میرود و آن یکسره خوبیست زیرا کسی بدی را برای خود نمیخواهد و این یک نمونه از شعار زرتشتیان است(گفتار نیک کردار نیک پندار نیک)تمامی ادیان الهی برای رسیدن به هدفی خاص تشکیل شده اند و آن رسیدن به کمال است بودا اسلام مسیح یهود همه برای یک هدف میحنگند.انسان از ذات خود پیروی میکند و در ذاتش هر چه باشد به تابع همان خروجی میدهد ذات یک آهن آهن است قابل تغییر نیست میتوان از آن آلیاژهای گوناگون بدست آورد ولی مبدا یکیست و انکار ناپذیر انسان نیز اینگونه است.از بدو تولد نوزادی که به دنیامی آید نیک سرشت است ولی دست زمانه چه به سرش می آورد!یا ذات او چنین است که اینگونه باشد؟

فریب

بسم تعالی

سالها از دوران جهل و استبدادو استعمار گذشته ولی گاهی بعضی ها با افکار عوام فریبانه دست به کارهای عجیبی میزنند و برخی  هم ابلهانه وار باور میکنند گویی چشم و گوششان را مهر نهادند سالها گذشت بیایید به خود بیاییم یک تلنگر به خودمان بزنیم که ای انسان انسان باش زندگیمان را نظری افکنیم دروغ دزدی غیبت چشم چرانی ریا همه و همه ارزش های انسانی را از بین میبرد هر دین و آیینی مقررات خاص خودش را دارد بودا زرتشت مسیح اسلام یهود همه و همه برای رستگاری آمدند چرا نگاهی تعصب وارانه!بیایید کمی بیاندیشیم و الگوی زندگیمان را اصلاح کنیم.

به شیطان غبطه میخورم که یک معصیت کرد و ۷۰۰۰سال عبادت را به یک سجده تسلیم کرد و مردوارانه گفت نه!و انسانهایی هستند که در طول یک روز زندگی بارها و بارها چشم بر هر چیزی میبندند هیچ انسانی کامل نیست همه ناقصند ولی همه با هم برابرندو یکسان فقیرو غنی داراو ندار به نظر شما شیطان دوزخی است یا بهشتی؟!

شمس تبریزی توانست درون مولانا جرقه ای ایجاد کند که شعله های عرفان را بنا کرد یک سوال که شاید کمتر کسی روی آن تامل داشته باشد:از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟به کجا میروم آخر ننمایی وطنم!الگوی یک انسان والا یک انسان والاتر بود .کسی به مبدا خویش نمی اندیشد یا به مقصدش که چگونه زندگی کنیم و چگونه خاک شویم .