سوال هائی که از قرآن برایم پیش آمد و نتوانستم آن را تاویل کنم،هر چند خیلی ها از کنار آن به راحتی می گذرند و عبور می کنند ولی من نمی توانم بگذرم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ﴿۱﴾
مِن شَرِّ مَا خَلَقَ ﴿۲﴾
مِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ ﴿۳﴾
وَمِن شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ ﴿۴﴾
وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ ﴿۵﴾
سوره فلق:اول اینکه فلق چیست و به چه معنی است؟گاهی فلق را شکافتن معنی کرده اند گاهی آن را شکاف کوه گاهی آن را سپیده دم و شکافته شدن شب و پیدا شدن سپیده می دانند،گاهی به عنوان چاهی در جهنم!
خداوند در سوره فلق فرموده:به خداوند پناه می برم از شر هر چه خلق کرده مگر خداوند شرارت خلق کرده؟"مِن شَرِ ما خَلَق!
آیه بعد:مِن شَرِ غاسِقٍ اذا وَقَب یعی از شر شب تاریک وقتی تاریکی آن منتشر شود!این چه شبی است و چه تاریکی است که منتشر می شود؟رموزی در اثنا هست که واقعا عجیبه شاید هم ما علم این شبها و تاریکی ها رو نمی دونیم.
آیه بعد اشاره به زنانی دارد که در گره ها می دمند،اینها گره های جادو اند یا گره هائی با معانی و مفهومی خاص؟
در این آیه خداوند پیامبر را از شر سه چیز به خودش پناه می دهد:1-از شر آنچه خلق کرده2-از شر تاریکی 3-از شر زنان جادو گر4-از شر حسد حسودان،در اولی فرموده اند از شر آنچه خلق کرده پس باید سه مورد دیگر نیز در آنچه خداوند خلق کرده است حضور داشته باشند وگر نه چه لزومی دارد خداوند وقتی کل را نام می برد باز گردد و جزئی از کل را خطاب قرار دهد؟
چقدر عجیب است؟اگر در مورد اول اشاره به این شده باشد که آنچه که خلق کرده ایم و شرور بود ازاز شر آن به خداوند پناه ببر موارد دیگر نیز جزو مخلوقات خداوند است مگر اینکه دو مورد دیگر را خود خدا خلق نکرده باشد!!
جای تعب آورش اینجاست که در ابتدای آیه سوم و چهارم و پنجم از "و"استفاده شده یعنی زمانی که فرمودند از شر آنچه خلق کرده ایم،وقتی "و"را حذف کنیم می توان آن را به راحتی تاویل کرد ولی با حضور "و" ریشه یابی آن سخت تر می شود،الله اعلم.
حال در بین این آیات و نحوه بیان آن با سوره بعدی یعنی "ناس" زیبائی نهفته است که بعدا بدان اشاره می کنیم.
با اینکه در این آیات باز هم جای سوالاتی باقی است که از چشمِ چشمِ ما پنهان است می رویم به سوره بعدی.
سوره ناس
بسم الله الرحمن الرحیم
قل اعوذ برب الناس(1)
ملک الناس (2)
اله الناس (3)
من شر الوسواس الخناس (4)
الذی یوسوس فی صدور الناس (5)
من الجنه و الناس (6)
حال سوره ناس،در آیات اول تا سوم این آیه سه صفت بارز خداوند که نشان از "ربوبیت،مالکیت،الهیت"دارد اشاره می کند که بسیار زیباست،در کمتر نوشته ای این همه ظرافت و هوش نهفته است،خداوند مردم(ربوبیت)،مالک مردم(مالکیت)الله مردم(الهیت)،ولی چرا سه بار به خدا پناه باید برد؟یعنی این همه ظرافت که اشاره به سه صفت بارز خداوند دارد بدون هیچ تدبیری در این سوره ذکر شده؟این پناهندگی از شر چیست؟در آیه چهارم می فرماید از شر هر وسوسه گر باز پس رونده(عقب نشینی کننده)،منظور از باز پس رونده همان مخلوقاتی هستند که می ترسند و عقب نشینی می کنند،میدانیم که منظور جنیان و انسانها هستند همانطور که در آیه 6 به آن اشاره کرده است،آیه 5 آنچه در دل مردم وسوسه می افکند،چه از جن باشد چه از انس.
نمی توان گفت سه بار به خداوند پناه می بریم برای اینکه این وسوسه در دل مردم رسوخ می کند و این شر با شری که در سوره فلق نام برده شده است فرق می کند،در سوره فلق به زنان سحر کننده اشاره شده که می توانند روح آدمی را نیز سحر کنند پس چرا سه بار به خداوند پناه می بریم؟الله اعلم.
زیبائی کاری که قبلا به آن اشاره کردم این جاست که در سوره فلق برای سه شر یک بار به خداوند پناه می بریم و در این سوره برای یک شر سه بار به خداوند پناه می بریم،زیباست بسیار زیباست.

ادامه دارد