DAVE

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت ناخلف باشم اگر من به جویی نفروشم.

و تو آرام بخواب

 

 

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 14:58 توسط داود سیاهی پور بالاده  | 
حسرت نبرم به خواب آن مرداب،که آرام درون دشت شب خفته است،دریایم و نیست باکم از طوفان،دریا همه عمر خوابش آشفته است.
افسوس که نان پخته خامان دارند،ابزار تمام ناتمامان دارند،آنانکه به نوکری نمی ارزیدند،امروز کنیران و غلامان دارند
  • خانه
  • پروفایل مدیر وبلاگ
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
نوشته‌های پیشین
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
آرشیو موضوعی
  • حکایت
  • تالش شناسی
  • شعر
  • فقر
  • دانستنی
  • زندگی نامه
  • فلسفه
  • دلنوشته
پیوندها
  • جناب فراهیم زاد
  • آریایی
  • لپوندان
  • فرشته کویر
  • دختر تالش
  • اسفندیار آقاجانی
  • نجوا
  • استاد فیض زاده
  • سوزه نغم
BLOGFA.COM